خرید بک لینک
هیچ وقت نتونستم بفهمم چمه ! همیشه یه چیزیم بوده و هست ! اصلا انگار مسیری رو رفتم و دارم میرم که همش باید درد بکشم . البته می دونم همش به خاطر انتخاب های اشتباه خودمه . شکایتی نیست چون خود کرده را تدبیر نیست ! ولی خوب ... گاهی وقتا دلم می خواد منم خوب باشم . منم یه بار یه انتخاب خوب بکنم . اینقدر انتخاب های گذشته ام بد بوده که الان وقتی می خوام یک انتخاب بکنم ساعت ها ، روز ها و شاید ماهها طول می کشه ولی باز هم از ترس انتخاب اشتباه انتخابی نمی کنم و فرصت از دست میره !!! این چندمین باریه که توی ماه اخیر می تونستم یک انتخاب ساده داشته باشم ولی این ترس لعنتی جلوم رو گرفت و ... به این نتیجه رسیدم ک

برچسب: همیشه,خسته, نویسنده: بنیامین موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:53

می شه پرنده باشی ، اما رها نباشی می شه دلت بگیره ، اسیر قصه ها شی حالا که آسمون هم ، دنیای تازه ای نیست اونوقت یه جا بشینی ، محو گذشته ها شی ترسیده باشی از کوچ ، اوج رو ندیده باشی واسه یه مشتِ دونه ، اهلی آدما شی تو سایه ها بمونی ، درگیر سایه ها شی مفهوم زندگی رو از یاد برده باشی دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی از ترس ریزش اشک غمگین و بی صدا شی می شه پرنده باشی ، اما رها نباشی می شه دلت بگیره ، اسیر قصه ها شی

برچسب: نویسنده: بنیامین موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:53

سلام . اصلا مگه فرقی هم می کنه سلام بکنم یا نه ؟ اصلا مگه کسی میاد و مزخرفات منو بخونه ؟ اصلا مگه فرقی می کنه کسی این مزخرفات رو بخونه یا نه ؟ اصلا مگه فرقی می کنه من اینا رو اینجا بنویسم یا نه ؟ مگه فرقی می کنه یه ابلهه مثل من یه گوشه حالش بده ؟ اصلا مگه فرقی داره یه احمق مثل من با انتخاب های اشتباهش زندگیش رو خراب کنه و دیگران رو آزار بده ؟ مگه فرقی داره من هنوز همون آدم قبلی باشم یا عوض شده باشم ؟ اصلا مگه ... ولش کن ... خود درگیری دارم به خدا ... اصلا نمی تونم تمرکز کنم حداقل یه چیز به درد بخور بنویسم !!! باور کنید درک نمی کنم بودن نخاله ای مثل من به چه درد می خوره آخه ... خسته شدم از این

برچسب: فرق,کنه, نویسنده: بنیامین موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:53

صفحه بندی